![]() |
![]() |
|
|
شب است و باز دلم داغدار تنهایست
نگاه خسته ام آیینه دار تنهایست
در این سکوت غم انگیز و زرد پاییزی
دلم شکسته ترین ساختار تنهایست
بیایید و قلب مرا مهمان پنجره کنید
که سالهاست دلم داغدار تنهایست
اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور
زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت
در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن
نمي ديد ...
بشر به خوشبختي خيلي زود عادت مي کند و چون خيلي زود
عادت مي کند
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/08/06ساعت 21:51 توسط مسافر تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
شـب مرگ تنها نشینم به موجی
روم گوشه ای دور و تنها بمیــرم در آن گوشه چندان غزل خوانم آن شب که خود در میان غزل ها بمیــرم |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|